تبلیغات
عاشقونه


عاشقونه

پنداشتی گذشته مرد؟ان بوسه ها چون دانه های الماس درگوشواره ازیادم اویزان است.....

نایت اسکین


نوشته شده در یکشنبه 22 بهمن 1391 ساعت 02:37 ب.ظ توسط سحر نظرات | |

salam hal shoma?
نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور 1392 ساعت 12:23 ب.ظ توسط سحر نظرات | |


نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد 1392 ساعت 03:36 ب.ظ توسط سحر نظرات | |

آره اشک به چشم تو خیلی میاد ، انگار احساس منم غم گینه
شاید این معجزه باشه شاید ، روی خورشید داره بارون میشنه
حرف بزن بگو نگاه ، پشت این گریه ها چی پنهونه
اگه تلخه اگه ناگفتنیه ، راز این سکوت کی میدونه...

نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر 1392 ساعت 10:03 ب.ظ توسط سحر نظرات | |

دوست داشتن یعنی
بیست نفر واست سالاد فصل سلطنتی درست میکنند…
لب نمیزنی…
ولی دووست داری تره ای رو بخوری که “اوون” هیچوقت واست خرد نمیکنه




نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر 1392 ساعت 10:01 ب.ظ توسط سحر نظرات | |

تحمل نبود تو از هر روزه ای سخت تر است!
میخواهم به آغوشت برگردم
تشنه ام به بوسه های شیرینت، سیرابم کن
سیرابم کن تا بمانم در کنارت مانند گذشته
اما نه مانند تو که به سادگی هر چه تمام تر رفتیو رفتیو رفتی... حرف دل نیست، تجربه به من آموخت!
آری، تو عاشقم بودی، هستی، و نخواهی بود (این را از هر درسی حفظ ترم)


نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر 1392 ساعت 09:59 ب.ظ توسط سحر نظرات | |

امروز معلم عشق گفت : دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند ! مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند . گفتم : من خودم را شکستم پس چرا به او نرسیدم ؟ لبخند تلخی زد و گفت : شاید او هم به سوی خط دیگری شکسته باشد ..Sadcrying



نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر 1392 ساعت 09:57 ب.ظ توسط سحر نظرات | |

چه چه چه چه چه چه چه چه چه چه مشنگ.

وقتی تنهاییم دنبال دوست می گر دیم.
پیداش که کردیم دنبال عیب هاش می گردیم.
وقتی که از دستش دادیم .
تنهایی دنبال خاطراتش می گردیم.

مراقب قلب ها باشیم.
هیچ چیز اسان تر از قلب نمی شکند.....



نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر 1392 ساعت 09:56 ب.ظ توسط سحر نظرات | |


روز تنهایی دستام فصل سرد گریه هامه
توی اون کوچه غمگین جای پاهای تو مونده
هنوز اون بید مجنون عکس فعلیت پوشونده
بعد تو گریه رفیقم، غمه تو داده فریبم
حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم
توی این شهر غریبم

نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر 1392 ساعت 04:10 ب.ظ توسط سحر نظرات | |

سلام حال شماخوب هستید شرمنده یه مدت نبودم ممنون ازاینکه بازم بانظارتتون منو شرمنده کردید
نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر 1392 ساعت 01:49 ب.ظ توسط سحر نظرات | |

ﺍﮔﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﯾﻪ ﻧﻔﺮﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺷﮕﻠﯿﺶ

ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﻫﻮﺳﻪ !

ﺍﮔﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﯾﻪ ﻧﻔﺮﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﭘﺮ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﻮﺩﻧﺶ

ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺴﺖ ﺣﺲ ﺗﺤﺴﯿﻨﻪ !

ﺍﮔﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﯾﻪ ﻧﻔﺮﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﻤﮑﺖ ﻣﯽﮐﻨﻪ

ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺣﺲ ﺗﺸﮑﺮﻩ !

ﻭﻟﯽ ...

ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﯾﻪ ﻧﻔﺮﯼ ﻭ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ !؟

ﻋﺎﺷﻘﺸﯽ

ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌﯿﻪ




نوشته شده در شنبه 15 تیر 1392 ساعت 02:23 ب.ظ توسط سحر نظرات | |

بگذار شیطنت عشق
چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید
هر چند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد
اما
كوری را به خاطر آرامش تحمل مكن...
نوشته شده در شنبه 15 تیر 1392 ساعت 02:19 ب.ظ توسط سحر نظرات | |

من ازعشق گفتم تومدل ماشینم راپرسیدی.
من ازمحبت گفتم تومحل زندگیم روپرسیدی .
من ازدوست داشتن گفتم تووضعیت حساب بانکیم راجویا شدی.
من ازارزشها گفتم ارزش هایی ک قیمت ندارند اما تو...
توقیمت ارزشهارا بااهن وکاغذ برابر کردی


نوشته شده در شنبه 15 تیر 1392 ساعت 10:56 ق.ظ توسط سحر نظرات | |


بزن به سلامتی حرفهای دلت که به کسی نگفتی....

بزن به سلامتی اینکه کوه درد بودی ولی دم نزدی.....

بزن به سلامتی تنهایی هات ولی تنهایی رو دوست نداشتی...

بزن به سلامتی ارزوهایی که نتونستی لمسشون کنی.....

بزن به سلامتی عشقی که طالعش به اسمت نبود ولی هنوزهم دوسش داری....

بزن به سلامتی شبهایی که تو تنهاییهات گریه کردی ولی نمیدونستی برای چی....


هنوز مست نشدم نگاه می کنم به انتهای شیشه و اخرین پیکم ولی هنوز حرف دارم....

پس به سلامتی خودم ... !!!


نوشته شده در پنجشنبه 13 تیر 1392 ساعت 02:45 ب.ظ توسط سحر نظرات | |

نمی تونم بهت بگم دوستت دارمتحملم نیست واسه گریه کردنتنمی تونم دیگه تو رو داشته باشمآخه تو رو به دست من سپردنتنمی تونم با تو بمونم تا ابدنمی تونم پا بذارم روی دلتهر چی که دارم مال تو عزیز من آخه تو رو به دست من سپردنتنمی تونم با تو بمونم تا ابدنمی تونم پا بذارم روی دلتهر چه که دارم مال تو عزیز من آخه تو رو به دست من سپردنت ...
نوشته شده در شنبه 8 تیر 1392 ساعت 01:12 ب.ظ توسط سحر نظرات | |

زندگی زیباست چشمی باز کن گردشی در کوچه باغ راز کن
هر که عشقش در تماشا نقش بست عینک بدبینی خود را شکست
علت عاشق ز علتها جداست عشق اسطرلاب اسرار خداست
من میان جسمها جان دیده ام درد را افکنده درمان دیده ام
دیده ام بر شاخه احساسها میتپد دل در شمیم یاسها
زندگی موسیقی گنجشکهاست زندگی باغ تماشای خداست
گر تو را نور یقین پیدا شود میتواند زشت هم زیبا شود
حال من در شهر احساسم گم است حال من عشق تمام مردم است
زندگی یعنی همین پروازها صبحها، لبخندها، آوازها
ای خطوط چهره ات قرآن من ای تو جان جان جان جان من
با تو اشعارم پر از تو میشود مثنوی هایم همه نو میشود
حرفهایم مرده را جان میدهد واژه هایم بوی باران میدهد

نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر 1392 ساعت 04:57 ب.ظ توسط سحر نظرات | |


:قالبساز: :بهاربیست: