تبلیغات
عاشقونه - گاهی بیا


عاشقونه

پنداشتی گذشته مرد؟ان بوسه ها چون دانه های الماس درگوشواره ازیادم اویزان است.....

غمگین نپاش بر تنِ دفتر دوات را

گاهی بیا گریز بزن خاطرات را

اصلا بگو؟ کدام دلِ قدر ناشناس

رنجانده است دخترِ خوبِ دهات را

این چشم های نافذ باران گرفته ات

یادم می آورد شبِ خیس قنات را

آن کوچه های خاکی تا پاسِ شب رها

آن شب نشینِ ساده و بی سور و سات را

آن سفره ی همیشگی کاسه های ماست

خیساندنِ مداوم نانِ بیات را

آن دختری که با دو سه تا سکه ی سیاه

می ریخت توی جیبِ لباسش نشاط را ...
نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین 1392 ساعت 05:14 ب.ظ توسط سحر نظرات | |


:قالبساز: :بهاربیست: