تبلیغات
عاشقونه - بچهای مهندسی


عاشقونه

پنداشتی گذشته مرد؟ان بوسه ها چون دانه های الماس درگوشواره ازیادم اویزان است.....

بد جوری رفته بود تو نخ معصومه و همه ی  حواسش پیش اون بود ٬ محمد از بچه های مهندسی رو میگم

دینش ودنیاش شده بود م ع ص و م ه .............

خلاصه تصمیم گرفت بره وبهش بگه که دوسش داره تا تکلیفش معلوم بشه ٬ رفت وبه از علاقش به معصومه گفت ٬ اما معصومه پرخاش کرد و گفت اگه یک بار دیگه مزاحمش بشه میره و به حراست دانشگاه اطلاع میده

مدتی گذشت تا اینکه یه روز نزدیک امتحانات آخر سال معصومه اومد و جزوء محمد رو گرفت٬ و توی اون نوشت : من هم تو رو دوست دارم واز رفتار اونروزم نادمم ٬ حالا بیا و باهام حرف بزن!

اما محمد هیچ وقت نرفت تا با معصومه حرف بزنه!!!!!

پس نتیجه می گیریم که بچه های مهندسی و بالاخص گیاه پزشکی هیچ وقت لای جزواتشون رو باز نمی کنند
نوشته شده در شنبه 4 خرداد 1392 ساعت 12:39 ب.ظ توسط سحر نظرات | |


:قالبساز: :بهاربیست: