تبلیغات
عاشقونه - تنهایی


عاشقونه

پنداشتی گذشته مرد؟ان بوسه ها چون دانه های الماس درگوشواره ازیادم اویزان است.....

باز دوباره تنهایی و شب و سکوتت/باز دوباره یاد تو و غم نبودت/باز دوباره بهت می گم تنهام گذاشتی /رفتی و این بغض رو توی صدام گذاشتی/می خوام بهت بگم پیشم بمون اما نمی شه/می خوام بهت بگم نرو نرو مگه چی میشه/بعد تو پرسه می زنم شبای سرد و خسته رو/تو رفتی و من آهسته پشت سرت،گفتم نرو...نرو/..../میخوام تموم کنم این قصه تلخو با تو/می دونی چقده فاصله قلبم تا تو/من و تو باز هر دو شدیم دچار درد/نگاه سرد،به رنگ پاییز زرد/اگه بهت گفتم برو چونکه بریدم/ذره ذره آب شدم ،به آخر رسیدم/آتیشم زدی،منو کشتی صد بار/بسه دیگه...
نوشته شده در چهارشنبه 5 تیر 1392 ساعت 04:54 ب.ظ توسط سحر نظرات | |


:قالبساز: :بهاربیست: